شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

37

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

گاهى سپاه غارتگر خود را به شهرهاى دور افتاده‌اى كه تحت حكومت آن بزرگوار بود مىفرستاد و آنها پس از غارت بيت المال و دستبردهايى كه به اموال مردم مىزدند ، فرماندار آن حضرت را به قتل مىرساندند و جمع زيادى از مسلمانان را مىكشتند و به سوى شام بر مىگشتند . اين گونه اخبار ناگوار و كوبنده ، يكى پس از ديگرى به آن حضرت مىرسيد . در آن لحظات آن بزرگوار مردم كوفه را جمع مىكرد و آن خبرهاى ناراحت‌كننده را به اطلاع آنان مىرساند و از ايشان مىخواست تا در برابر اين اعمال ننگين و تجاوزها ، واكنش نشان دهند و با يك جنبش عمومى ، اساس حكومت شيطانى معاويه و خاندان بنى اميه را براى هميشه در هم بريزند ؛ اما متأسفانه هيچ گونه جواب مثبتى از جانب مردم نمىشنيد . اين حوادث در روزهاى آخر حكومت على عليه السّلام انجام مىگرفت . در آن زمان كه ديگر عمار ياسر ، مالك اشتر ، محمد بن ابى بكر و شخصيتهاى بزرگى مانند آنان در بين مردم نبودند و ياران با وفاى آن حضرت يكى پس از ديگرى در جنگ صفين و يا با نيرنگ معاويه كشته شده و از دست رفته بودند . در يكى از خطبه‌هاى هيجان‌انگيز ، على عليه السّلام ناراحتى شديد خويش را از سكوت مرگبار پيروان خود در برابر ستمگريها و بيدادگريهاى معاويه با صراحت بيان مىكند . اين خطبه هنگامى ايراد گرديد كه به آن حضرت اطلاع دادند معاويه ، سفيان بن عوف را براى غارتگرى و كشتار ، به شهر انبار كه تحت حكومت امير المؤمنين بود ، فرستاد . و آن مرد ناپاك فرمان معاويه را با موفقيت اجرا نموده و مصائب ناگوارى را در آن شهر به وجود آورده است . در اين هنگام ، على عليه السّلام ضمن رساندن اين خبر اسفبار به مردم و تحريك آنان به منظور پيكار با فرزند ابو سفيان و در هم كوبيدن اساس حكومت وى ، چنين مىفرمايد : « فقبحا لكم و ترحا حين صرتم غرضا يرمى يغار عليكم و لا تغيرون و تعزون و لا تغزون و يعصى اللّه و ترضون فاذا أمرتكم بالسير اليهم فى ايام الصيف قلتم هذه حمارة القيظ أمهلنا يسبخ عنا الحر و اذا أمرتكم بالسير اليهم فى الشتاء قلتم هذه صبارة القر أمهلنا ينسلخ عنا البرد . كل هذا فرارا من الحر و القر فأنتم و اللّه من السيف افر ؛ ننگ و نكبت بر شما باد ! هدف قرار گرفته‌ايد و ( معاويه ) تيرهاى ( سهمگين ) خود را به سويتان رها مىكند . فرزند هند با شما نيرنگ مىكند و شما چاره‌اى در برابر او نمىانديشيد . با شما پيكار مىشود ، ولى شما نمىجنگيد ؟ دستورات و فرامين الهى را ناديده مىگيرند و معصيت